بیا
انقدر دلم از نبودنت پر است که گاهی اضافی اش از چشمانم بیرون میریزد
انقدر دلم رابه بودنت عادت داده ام که حالا در نبودت هر لحظه بی تابم .دلم غصه نبودنت را میخورد
دلم برای بودنت تنگ شده است.
عادت کرده ام به باتوبودن، تو که نیستی نهال نوپای عشقمان هر لحظه خم میشود
توکه نیستی افسرده شده،خمیده شده دیگر توان ایستادن ندارد
بیاتادوباره همه جان بگیریم
نبود توبرابر است با مرگ همه بودهایم
برابر مرگ دلم
...بیا...
بیاتادوباره جان بگیرم

نظرات شما عزیزان:
برچسبها: